در دیدار با دانشجویان به تشریح حماسه اربعین پرداخته اند.
نسخه متنی :
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام بر شهید مظلوم که خداوند پذیرفت تا بشریت از طریق
قتیل العبرات به هوشیاری و عبور از ظلالت و حیرت نایل بشود.
مسئله ی ما: تجلی نور تشیع ذیل تمدن دینی
مسئله هر ملتی بر اساس اهدافی است که آن ملت برای خودش تعریف کرده است. جهان غرب مسائل خودش را دارد و مساله ما تجلی نور تشیّع است در ذیل یک تمدن دینی. ما باید از خود بپرسیم که در این تاریخ باید به چه نگاه کنیم که چون کوران در این عالم به چیزی که مسئله ما نیست نگاه نکرده باشیم.
با نهضت حضرت سیدالشهدا(علیه السلام) معلوم شد که ما باید به افقی متعالی تر از آن زندگی که امویان برای ما شکل داده اند نگاه کنیم.
تصور دشمن اموی آن بود که حرکت سیدالشهداء علیه السلام را در کربلا دفن می کند و اربعین وسیله ای شد که مشخص کند این حرکت دفن شدنی نیست.
بعد از اربعین بازخوانی آن شد که اگر بخواهیم اسلام بماند باید نگذاریم نگاهمان از اربعین به جای دیگر دوخته شود. اربعین یک فرهنگی است برای اینکه همواره روح دینی جاری در عالم بشری را از طریق آن پاس بداریم. بسیار دشمن تلاش کرده است که اربعین ساقط بشود و اصرار اهل البیت (علیهم السلام) و صحابه خاص آن ها بر این است که اربعین فراموش نشود.
هویت عبور از فرهنگ تحمیلی غرب
اگر بخواهیم امروز تاثیر گذار باشیم باید چشممان از فرهنگ اربعینی به جای دیگر دوخته نشود. امروز شما ملاحظه می کنید که در فرهنگ حماسی میلیونی اربعین، یک اراده جدیدی در تاریخ دارد ظهور می کند. این هویت، هویت عبور از فرهنگ تحمیلی غرب است و بازخوانی بشر مقدس گرا به دینی که فعالانه وارد تاریخ شده است. اگر بخواهیم زودتر از زمان خودمان در صحنه باشیم، باید این فرهنگ میلیونی مردمی اربعین را به استقبال برویم و این یک حضور فعال در تاریخی است که به اراده الهی در حال تحقق است.
شما داستان دُن کیشوت را در فرهنگ غرب دارید. کسی است که در حضور تاریخی خودش هنوز زندگی نمی کند. هنوز در گذشته خودش زندگی می کند. اگر بخواهیم دُن کیشوت نشویم باید که آن اراده الهیه ای که امروز در حرکت های میلیونی مردم در فرهنگ اربعین هست را ببینیم. حرکت سیدالشهداء (علیه السلام) یک تذکر تاریخی است برای عبور از ظلمات اموی و امویان. و در اربعین مشخص شد که این حرکت، حرکتی است ادامه دار. تاکید حضرت امام حسن عسکری (علیه السلام) که یکی از خصویات مومن را زیارت اربعین می دانند، در همین راستاست.
زیارت اربعین،حضور در تاریخی که حسین(علیه السلام)شروع کرد
حرکت جابر را شما ساده نگیرید. یک صحابی خاص اهل البیت (علیهم السلام)است.عزیزان اهل علم اینجا رامی دانند که جابر، صحابه پیامبر، مورد اعتماد اهل سنت نیز هست. از آن طرف هم روایات اصیلی که شیعه نیز به آن استناد می کند را ما از جابر (رحمةالله علیه) داریم. جابر نابینا _درآن فصل تاریخی نابیناست، بعدا دوباره بینا شد._ چه چیزی در آن فصل تاریخی این جابر نابینا حس می کند که متوجه است این زیارت، یک زیارت معمولی نیست. و این زیارت حضور در تاریخی است که حسین (علیه السلام) شروع کرد.
تاریخی که حسین (علیه السلام) شروع کرد تاریخ عبور از اموی و استکبار است برای همیشه تاریخ. و حضرت سیدالشهداء خودشان در روز عاشورا تذکر دادند. روشن کردند که به اندازه اینکه سواری، سوار شود و پیاده شود، این فرهنگ اموی دیگر ماندنی نیست. «ثم ایم الله لاتلبسون بعدها الا کریسما یرکب الفرس حتی تدور بکم دار...»
احساس رضایت سید الشهدا (علیه السلام)
نکته ای که هست حضرت سید الشهداء مشخص است در کربلا احساس رضایت نسبت به حرکتی که ایجاد کرده اند، دارند.هلال ابن نافع می گوید: در حینی که داشتند حضرت را شهید می کردند، من اینقدر نشاط در چهره حسین (علیه السلام) را غیر مترقبه دیدم. باز خوارزمی در مقتل الحسین می گوید: وقتی که شمر بر سینه مبارک حضرت سیدالشهداء (علیه السلام) نشسته است، حضرت می خندند. می گوید شمر می خواهی من را بکشی؟این حرکاتی که ما از حضرت سیدالشهداء در کربلا می بینیم، اینها همه حکایت از آن دارد که برای امام حسین افق روشن است و حضرت می دانند چه راهی را به سوی بشر گشوده اند.
اربعین انقلاب بازگشت به معنویت
فرهنگ اربعین که در تاریخ معاصر ظهور کرده است، نشان می دهد که هویت جدیدی به شیعه در حال برگشتن است. که در واقع بازخوانی دورانی است که دیگر بناست تحت تاثیر فرهنگ سکولار غرب نباشد. شما ساده نگیرید که میلیون ها نفر با عزمی خاص کنار هم به یک صحنه تاریخی وارد می شوند. اینها یعنی تک تک این انسان ها یک اقیانوس انسانند برای برگشت به راه قدسی که فراموش شده بود.
حضرت سیدالشهداء (علیه السلام) با ایثار خود، ادب ایثار نسبت به همدیگر را برای برگشتن به تاریخ قدسی را به ما متذکر شدند. و امروز شما در حرکت و پیاده روی های اربعین این ایثار برگشت به معنویت را دارید تجربه می کنید و این حضور در تاریخی است که همینطور که اربعین ها انقلاب اسلامی در محدوده ایران را درست کرد، این اربعین های بیست میلیونی، انقلاب بازگشت به معنویت را به جهان بشری متذکر می شود.
همه شما می دانید که تمام تلاش جهان استکبار آن است که شیعه دیده نشود. آن افسر آمریکایی که در آن ساعت های آخر با صدام بود _صدام فهمیده بود که می خواهند اعدامش کنند_ می گوید: صدام به من گفت که من را زنده بگذارید، من همه شیعیان را می کُشم. صدام خوب می داند که جهان با شیعه مسئله دارد و نتیجه اینکه وقتی رسیدیم به اینکه همه می خواهند شیعه را نبینند، حماسه اربعین های ممتد سال ها، شیعه را ماوراء اراده ی همه مردم، به جهان نشان می دهد. این یعنی برگشت به تاریخ توحیدی که فراموش شد.
گناهان شخصیت حقیقی زائر نیستند
روایت هایی که تاکید دارد بر مشی، ماشیا، و تاکید دارد بر مشی به سوی قبر مبارک حضرت سید الشهدا (علیه السلام)، قابل تامل است.
علی بن میمون، خدمت امام صادق (علیه السلام) است. حضرت می فرمایند: «یا علی زر الحسین و لاتدعه.» راوی می پرسد که «مالمن أتاه من الثواب» دقت کنید. او می گوید که من چه ثوابی می برم؟ حضرت صادق (علیه السلام) بر می گردانند روی «من أتاه ماشیا». سائل نمی پرسد که من پیاده بروم یا نه. حضرت موضوع را می برند روی مشی. بعد می فرمایند: «کتب الله له بکل خطوهحسنه ومحی عنه سیئه ورفع له درجه» حضرت می فرمایند: با هر قدمی که زوار بر می دارد، یک گناهش برداشته می شود، یک حسنه به او داده می شود و «رفع له درجه»، در شخصیت برتر می شود. « فإذاأتاه وکل الله به ملکین یکتبان ماخرج من فیه من خیر و لایکتبان مایخرج من فیه من شر» معنی فارسی این است، بحثش هم عجیب است. می فرمایند: بعد از اینکه زائر زیارت کرد، گناهانش را ملکان نمی نویسند و خیرهای او را می نویسند. می دانم برای شما مسئله می شود که یعنی چه؟ یعنی مورد نظر حضرت حق قرار می گیرد. اگر بخواهم خیلی ساده بحث کنیم که یعنی چه که او آنقدرمورد نظر حضرت حق قرار می گیرد که حضرت حق گناهان او را نمی نویسد؟برداشت اولیه این است که آنچنان رجوع به حضرت سیدالشهداء، او را در افق معنوی قرار می دهد که گناهان، شخصیت حقیقی او نیستند.
«فإذاانصرف ودعوه وقالوا یاولی الله مغفورا لک أنت من حزب الله وحزب رسوله وحزب أهل بیت رسوله» خیلی عجیب است. می گوید اگر این با این سیرش، یعنی ببینید دوباره مشی را دارم می گویم. این حرکت آشکار یعنی حضور حسین (علیه السلام) در تاریخ. مشی را ازش ساده نگذرید. حضور حسین (علیه السلام) در تاریخ با مشی شیعه ظهور می کند. بعد وقتی خطاب رسید «یا ولی الله»، ببینید، به زائری که در یک اینچنین شرایط تاریخی قرار گرفته است، خطاب «یا ولی الله» داده می شود.
ابرمرد تاریخ توحیدساز
«عن الحسن بن ثویر: قال أبو عبد الله یا حسین إنه من خرج من منزله یرید زیارة قبر الحسین بن علی علیه السلام إن کان ماشیا» من عذر می خواهم وقتتان را می گیرم روی مشی من حرف دارم. که یک نوع حضور تاریخی است. یک عبادت فردی مشی نمی خواهد اینجا. مفصلش را هم خودتان می دانید. می فرماید: « إن کان ماشیا کتب له بکل خطوة حسنة و محی عنه سیئة... حتى إذا صار فی الحائر»تا اینجایش درست شد؟ می فرماید: اگر که حرکت کرد و آمد رسید به حائر یعنی حاشیه قبر مبارک. می فرماید حالا یک شخصیتی می شود که « کتبه الله من المصلحین المنتجبین» مصلحین المنتجبین را چی معنی می کنید؟ یعنی یک شخصیت تاریخی می شود یعنی دیگر یک شخص مومن فردی نیست. حرکت اربعین، حرکت تاریخ ساز است. می گوید خداوند این را مصلح منتجب، یعنی یک انسانی که دغدغه بشریت دارد و انتخاب شده است.
« حتى إذا قضى مناسکه کتبه الله من الفائزین» می فرماید: چون که تو این حرکت را تمام کردی، آمدی مشی کردی، رسیدی و زیارت کردی، حالا تو پیروزمند شوی. توانستی نقش تاریخی خود را درست اجرا کنی. فائز یعنی کسی که توانسته است اهداف مورد نظر خودش را به دست بیاورد.
« حتى إذا أراد الانصراف أتاه ملک فقال إن رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم یقرئک السلام و یقول لک استأنف العمل فقد غفر الله لک ما مضى؛» می فرماید وقتی که منصرف شد آمد زیارت کرد و برگشت، ملکی به او می گوید که رسول الله (صلی الله علیه و آله) به تو سلام رساند. رسول الله(صلی الله علیه و آله) یعنی چه؟ یعنی انسانی که توحید را به تاریخ برگردانده است. رسول الله(صلی الله علیه و آله) یعنی فتح تاریخ توحید. یعنی اگر زیارت کربلا به مشی انجام بشود، ابر مرد تاریخ توحیدساز، محقق می شود.
اربعین نماد ملت واحده
آن چه که تاکید من است، جابر خوب می فهمد که این حدوث و این حضور، بشریت را در ادامه تاریخ نجات می دهد. ما باید ماوراء نگاه غربی به این مناسبات امروز حماسه اربعین نگاه کنیم. نگاه غربی ما را برای همدیگر طور دیگری تعریف کرده بود. و ما در پیاده روی های اربعین، تعریف درستی که « إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ » (حجرات - آیه10) است را حس می کنیم. و عملاً آن ملت واحده ای را که باید تمسک کند به ثقلین، دارد متولد می شود. آنچه که ما احساس می کنیم، ملتی به صحنه آمده اند که از این به بعد آنچه اراده می کنند می توانند به فعلیت در آورند. قبلا شما اراده می کردید. دشمن استکباری برای شما چیز دیگری اراده می کرد و آن عملی می شد.
نحوه ای عصمت برای زائرِ امام معصوم مقتول
من این آخرین روایت را در همین رابطه می خوانم. «عن ابی عبدالله علیه السلام قال: ان الرجل لیخرج الی قبر الحسین علیه السلام» از خود « فله إذا خرج من أهله بأوّل خطوة» معلوم می شود حرکت، مشی است. « مغفرة ذنوبه ثم لم یزل یقدس بکل خطوة حتى یأتیه فإذا أتاه ناجاه الله تعالی فقال عبدی سلنی أعطک ادعنی أجبک اطلب منی أعطک سلنی حاجة أقضیها لک و قال أبو عبد الله و حق على الله أن یعطی ما بذل؛ »معنی ظاهریش این است که: اگر که شخصی از خانه اش حرکت کرد بهسوی زیارت سید الشهداء، هر قدمی که بر می دارد در مجموع به مقام «مغفرة ذنوبه» می رسد. یعنی یک نحوه عصمت رفقا. این دارد می گوید در حرکت به سوی امام معصوم مقتول یک نحو عصمت نصیب زائر می شود.
بعد می فرماید حالا بعد ازین عصمت «ثم لم یزل یقدس بکل خطوة». یعنی حالا قدم ها، قدم های محو گناه نیست. قدم های تقدیس است از طرف عالم ملکوت و عالم جبروت. یعنی یک شخصیت برازنده می شود. و در ادامه می فرماید که وقتی به قبر رسید به مقامی می رسد که حضرت حق می فرماید هرچه اراده کنی من محقق می کنم. و من هم در این چند سفر که مفتخر بودم در پیاده روی اربعین، در برگشت به رفقا همین را گفتم که یک تمدن دیگری که گم شده بود در حال شروع است.
پیاده روی اربعین تحقق یک تمدن
دو آفت ممکن است ما را بگیرد. 1- ما حادثه را با نگاه غربی ببینیم. 2- خودخواهانه نگاه کنیم. عزیزانی که در مورد تمدن کار کرده اند می دانند که تمدن وقتی ظهور می کند که مردم عموماً دست ها و دل هایشان به سوی هدف مقدسی اشاره داشته باشد و آنچه که در پیاده روی های اربعین در حال تحقق است، یک تمدنی را ازش خبر می دهد و اگر ائمه تاکید می کنند بر زیارت اربعین برای اینکه می خواهند افق را برای ما به فعلیت برسانند.