نسخه متنی :
«عن الحسن بن ثویر: قال أبو عبد الله یا حسین إنه من خرج من منزله یرید زیارة قبر الحسین بن علی علیه السلام إن کان ماشیا» ... می فرماید: « إن کان ماشیا کتب له بکل خطوة حسنة و محی عنه سیئة ... حتى إذا صار فی الحائر» می فرماید: اگر که حرکت کرد و آمد رسید به حائر یعنی حاشیه قبر مبارک. می فرماید حالا یک شخصیتی می شود که « کتبه الله من المصلحین المنتجبین» مصلحین المنتجبین را چی معنی می کنید؟ یعنی یک شخصیت تاریخی می شود یعنی دیگر یک شخص مومن فردی نیست. حرکت اربعین، حرکت تاریخ ساز است. می گوید خداوند این را مصلح منتجب، یعنی یک انسانی که دغدغه بشریت دارد و انتخاب شده است.
« حتى إذا قضى مناسکه کتبه الله من الفائزین» می گوید که : چون که تو این حرکت را تمام کردی ... رسیدی و زیارت کردی، حالا تو پیروزمند شدی. توانستی نقش تاریخی خود را درست اجرا کنی. فائز یعنی کسی که توانسته است اهداف مورد نظر خودش را به دست بیاورد.
« حتى إذا أراد الانصراف أتاه ملک فقال إن رسول الله صل الله علیه و آله و سلم یقرئک السلام و یقول لک استأنف العمل فقد غفر الله لک ما مضى؛» می فرماید وقتی که منصرف شد آمد زیارت کرد و برگشت، ملکی به او می گوید که رسول الله به تو سلام رساند. رسول الله یعنی چه؟ یعنی انسانی که توحید را به تاریخ برگردانده است. رسول الله یعنی فتح تاریخ توحید. یعنی اگر زیارت کربلا به مشی انجام بشود، ابر مرد تاریخ توحیدساز، محقق می شود.
این حدوث و این حضور، بشریت را در ادامه تاریخ نجات می دهد. ما باید ماوراء نگاه غربی به این مناسبات امروز حماسه اربعین نگاه کنیم. نگاه غربی ما را برای همدیگر طور دیگری تعریف کرده بود. و ما در پیاده روی های اربعین، تعریف درستی که « إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ » (حجرات - آیه10) است را حس می کنیم. و عملاً آن ملت واحده ای را که باید تمسک کند به ثقلین، دارد متولد می شود. آنچه که ما احساس می کنیم، ملتی به صحنه آمده اند که ازین به بعد آنچه اراده می کنند می توانند به فعلیت در آورند. ]قبلا[ شما اراده می کردید. دشمن استکباری برای شما چیز دیگری اراده می کرد و آن عملی می شد.
ابی عبدالله علیه السلام قال: ان الرجل لیخرج الی قبر الحسین علیه السلام» از خود « فله إذا خرج من أهله بأوّل خطوة» معلوم می شود حرکت، مشی است. « مغفرة ذنوبه ثم لم یزل یقدس بکل خطوة حتى یأتیه فإذا أتاه ناجاه الله تعالی فقال عبدی سلنی أعطک ادعنی أجبک اطلب منی أعطک سلنی حاجة أقضیها لک و قال أبو عبد الله و حق على الله أن یعطی ما بذل؛ »معنی ظاهریش این است که: اگر که شخصی از خانه اش حرکت کرد به سوی زیارت حضرت سید الشهداء، هر قدمی که بر می دارد در مجموع به مقام «مغفرة ذنوبه» می رسد. یعنی یک نحوه عصمت رفقا. این دارد می گوید در حرکت به سوی امام معصوم مقتول یک نحو عصمت نصیب زائر می شود.
بعد می فرماید حالا بعد ازین عصمت «ثم لم یزل یقدس بکل خطوة». یعنی حالا قدم ها، قدم های محو گناه نیست. قدم های تقدیس است از طرف عالم ملکوت و عالم جبروت. یعنی یک شخصیت برازنده می شود. و در ادامه می فرماید که وقتی به قبر رسید به مقامی می رسد که حضرت حق می گوید هرچه اراده کنی من محقق می کنم. و من که مفتخر بودم در پیاده روی اربعین، در برگشت به رفقا همین را گفتم که یک تمدن دیگری که گم شده بود در حال شروع است.
دو آفت ممکن است ما را بگیرد:
1) ما با نگاه غربی ببینیم حادثه را .
2) خودخواهانه نگاه کنیم.
تمدن وقتی ظهور می کند که مردم عموماً دست ها و دل هایشان به سوی هدف مقدسی اشاره داشته باشد و آنچه که در پیاده روی های اربعین در حال تحقق است، یک تمدنی را ازش خبر می دهد و اگر ائمه تاکید می کنند بر زیارت اربعین برای اینکه می خواهند افق را برای ما به فعلیت برسانند.